کتاب 6 ستون عزت نفس؛ شش مسیر برای افزایش و تقویت عزت نفس
تاریخ :1405/03/26
جزییات:بهطور کلي ميتوان عزت نفس را ميزباني در نظر گرفت که ما را تأييد ميکند و به ما نشان ميدهد چطور بايد به خودمان احترام بگذاريم. عزت نفس نوعي ارزيابي شخصي از تواناييهاي خودمان است ولي شايد استعدادها و تواناييهاي واقعي ما را منعکس نکند. عزت نفس کاملاً بستگي به نظرِ خودمان نسبت به خودمان دارد و احساس ما نسبت به خودمان است. ناتانيل براندن متخصص برجستهاي در زمينه? «عزت نفس» بود و مطالب زيادي نيز در اين باره نوشت. طبق نظر براندن در 1995، عزت نفس از دو جزء اصلي تشکيل شده است: • خودکارآمدي: اعتماد به توانايي ما براي مقابله با چالشهاي زندگي. • احترام به خود: باور به اينکه ما مستحق شادي، موفقيت و عشق هستيم. بنابراين اگر شما عزت نفس داشته باشيد، به تواناييهاي خود اطمينان کافي داريد و احساس ميکنيد سزاوار خوشبختي هستيد. 6 ستون عزت نفس عنوان کتاب: 6 ستون عزت نفس ناشر: تاليف نويسنده: ناتانيل براندن قيمت: 416,000 تومان 5,200,000 ناتانيل براندن و تعريف عزت نفس براندن درمانگر و مدرس مشهوري بود و او را پيشگام توسعه? نظريه? «عزت نفس» ميدانند. او بيش از هفت دهه بر روي اين مفهوم کار کرد و نظريههاي خود را در جامعترين کتابش «6 ستون عزت نفس» جمعآوري کرد. براندن معتقد بود که عزت نفس از درون ما سرچشمه ميگيرد. از نظر براندن عزت نفس از شش ستون مجزا تشکيل شده است: 1. زندگي خودآگاهانه 2. خودپذيري 3. مسئوليتپذيري 4. ابراز وجود 5. زندگي هدفمند 6. و صداقت شخصي. اين شش ستون مراحل دقيقي هستند که افراد ميتوانند براي افزايش عزت نفس خود از آنها استفاده کنند. براندن همچنين پارامترهاي عزت نفس را نيز در اين کتاب تعريف کرده است. پس ميتوان اينطور گفت که عزت نفس عبارت است از اراده و تمايل به انجام و رعايت شش ستوني که براندن در اين کتاب به اختصار آنها را توضيح داده است. با اينکه همه فکر ميکنند عزت نفس يک امر شخصي است اما ميتوان در آن براي مدلهاي کسبوکار نيز بهره برد. اگر بتوانيد با موفقيت هر 6 ستون عزت نفس را تمرين کنيد، ميتوانيد کسبوکار موفقتري داشته باشيد. درباره? ستونهاي عزت نفس ستون ?: با آگاهي زندگي کنيد اولين ستون از 6 ستون عزت نفسِ براندن اين است که چگونه آگاهانه و يا با آگاهي زندگي کنيد. براندن در اين کتاب توضيح ميدهد که چگونه براي انجام اين کار بايد به دنبال واقعيتهاي زندگي باشيد؛ واقعيتهايي که بر زندگي شما تأثير ميگذارند. آنها را بپذيريد و براساس آنها عمل کنيد. مثلاً ميتوانيد با بررسي حساب بانکي خود و تنظيم بودجههاي مختلف، کنترل امور مالي خود را به دست بگيريد. اگر به دنبال چککردن حساب بانکي خود نرويد، آگاهانه زندگي نکردهايد بلکه جهل را انتخاب کردهايد. اگر در هر زمينه از زندگي اطلاعات مربوطه را به دست بياوريد اما واکنش مناسب نشان ندهيد، شما با آگاهي زندگي نميکنيد و واقعيت را انکار ميکنيد. براندن در ادامه توضيح ميدهد که زندگيِ آگاهانه پايه و اساس عزت نفس است. شما هر روز بايد تصميماتي بگيريد که تعهد به زندگي آگاهانه را نشان ميدهند يا منکر آن ميشويد. با خريدن نوشيدنياي که توانايي خريد آن را نداريد، يا با اجتناب از يک گفتوگوي ضروري اما سخت، شما ناآگاهانه به زندگي خود ادامه ميدهيد. او در ادامه به شما نشان ميدهد که چگونه هر تصميمي يا عزت نفس شما را تقويت ميکند يا آن را از بين ميبرد. بازتاب يک زن که خودش را در آينه بغل کرده است، تصوير کارتوني ستون ?: خودتان را بپذيريد دومين ستونِ عزت نفس براندن اين است که خود را با انتخاب اينکه در تضاد با خود زندگي نکنيد، بپذيريد. از نظر براندن پذيرش در سه سطح مختلف اتفاق ميافتد. اساساً، شما با اين باور متولد ميشويد که زندگي ارزش جنگيدن دارد و همين باور شما را به ايجاد تغييرات رفتاري لازم براي بهبود عزت نفس سوق ميدهد. در سطحي ديگر، شما ميخواهيد همه? احساساتها و رفتارهايتان اعم از خوب و بد را تجربه کنيد؛ حتي اگر برخي از اين رفتارها و احساسات مورد تاييدتان نباشند. از نظر براندن اين سطح بسيار ضروري است چون شما تنها ميتوانيد آنچه را ميپذيريد تغيير دهيد. در سطح بعدي، شما با مهرباني رفتار ناکارآمد خود را ميپذيريد، سپس با همدلي از خودتان سؤال ميکنيد که چرا اينگونه رفتار کردهايد؟ اين سه مرحله به شما امکان ميدهند تا به علت اصلي اشتباهات خود پي ببريد و بنابراين احتمال تکرار آنها را به مراتب کمتر خواهيد کرد و با اينکه رفتار ناکارآمد شما ممکن است به عزت نفس شما آسيب بدي رسانده باشد اما با مهرباني، از آسيبرسيدن بيشتر به عزت نفس خود جلوگيري ميکنيد. ستون ?: مسئوليتپذير باشيد رابطه? بين عزت نفس و ارکان آن هميشه متقابل است. اعمالي که باعث ايجاد عزت نفس ميشوند خودشان پيامدهاي طبيعي عزت نفس هستند. براندن در ستونِ 3 به شما نشان ميدهد چطور با مسئوليت پذيري به عزت نفس برسيد. با بهعهده گرفتن مسئوليتهاي زندگي خود، به اين باور خواهيد رسيد که انسانهاي ديگر خدمتگزار شما نيستند و قرار نيست آنها شما را در رسيدن به نيازهاي زندگيتان ياري دهند. اينکه شما از نظر اخلاقي حق نداريد به انسانهاي ديگر به چشم وسيلهاي براي رسيدن به اهداف خود استفاده کنيد و اين را هم ياد ميگيريد که شما وسيلهاي براي رسيدن به اهداف ديگران نيستيد. ستون ?: ابراز وجود را ياد بگيريد ابراز وجود به معناي ارجنهادن به خواستهها، نيازها و ارزشهاي شخصي است و اينکه ياد بگيريد چطور نيازها و خواستههاي خود را به درستترين شکل ممکن بيان کنيد. براندن در اين بخش به شما توضيح ميدهد که ابراز وجود به معناي عصبانيت يا پرخاشگري نيست و يا حتي به معناي ضربهزدن به ديگران و کنار زدن آنها براي ديده شدن نيست. براندون حتي عنوان ميکند که ابراز وجود به معناي دفاع از حقوق شخصي و بيتفاوتي نسبت به ديگران نيز نيست. او به سادگي توضيح ميدهد که ابراز وجود يعني «من ميخواهم خودم باشم، به خود احترام بگذارم، حتي اگر ديگران آن را دوست نداشته باشند. اينکه زندگي من مالِ من است و مجبور نيستم به آنچه ديگران از من انتظار دارند عمل کنم.» من خودم را دوست دارم ستون 5: هدفمند زندگي کنيد بدون هدف زندگي کردن به معناي زندگي در ورطه? شانس است. اتفاقات شانسي، تماسهاي شانسي، برخوردهاي تصادفي؛ چون شما معياري براي قضاوت در مورد ارزش آنچه انجام ميدهيد نداريد. براندون معتقد است هدفمند زندگيکردن به معناي بهرهور زيستن است که لازمهاش اين است که خود را شايسته? زندگيکردن بدانيد. بهرهوري عمل حمايت از وجودتان با تبديل افکارتان به واقعيت، تعيين اهداف و تلاش براي دستيابي به آنهاست. مردان و زنان مسئوليت پذير، حمايت از وجود خود را بر دوش ديگران نميگذارند و متناسب با تواناييهاي خود، اهداف مولدي تعيين ميکنند. براندن در ادامه توضيح ميدهد که زندگي هدفمند شامل موارد زير ميشود: • برعهده گرفتن مسئوليت تنظيم آگاهانه? اهداف ومقاصد شخصي؛ • شناسايي اقدامات لازم براي دستيابي به اهداف موردنظر؛ • نظارت بر رفتار براي بررسي همسويي آن با اهداف؛ • توجه به نتايج اعمال خود و دانستن اينکه آنها به کجا منتهي خواهند شد. ستون 6: صداقت شخصي از نظر براندن صداقت عبارت است از ادغام آرمانها، اعتقادات، استانداردها، باورها و رفتار. وقتي رفتار ما با ارزشهاي درکشدهمان و با ايدهآلها و تمرينهايمان مطابقت داشته باشد، يعني يکپارچگي داريم. اين يعني رفتار و گفتار ما هميشه و در هر شرايطي يکسان خواهد بود. با اينکه اکثر مردم در صورت نياز دروغهاي کوچکي ميگويند و در مسائل بسيار کوچکي عدم صداقت را به کار ميبرند ولي وزن انباشته? انتخابها و صداقت ما ميتواند بر احساس خود ما تأثير بگذارد. زني قوي و بازتابش بريدههايي از کتاب 6 ستون عزت نفس «واقعيتهاي متعددي وجود دارند که نميتوان آنها را ناديده گرفت. يکي از اين واقعيتها، اهميت عزّتنفس يا خودباوري ميباشد. عليرغم آنچه که ما بدان اعتقاد نداريم يا بهطور روزمره انجام ميدهيم، نميتوان نسبت به حس خودارزيابي خويش بياهميت بود. بههرحال چنانچه خودارزيابي به ما احساسي آزاردهنده ببخشيد، ميتوان به سهولت از کنار اين قضيه رد شد، و حتي ميتوان آن را ناديده گرفت و با توجيهاتي مانند «من تنها به مباحث علمي علاقمندم» و سپس به تمرينات بيسبال پرداخت، مجلهي عصر را مطالعه کرد يا به اخبار صفحات مالي توجه نمود يا براي خريداري اجناس بنجل به فروشگاهها رفت و حتي با فرد موردعلاقهي خود ارتباط برقرار نمود و به پديدهي خودارزيابي پرداخت. هنوز هم خودباوري، يک نياز قطعي و ضروري براي ابناي بشر محسوب ميگردد و تأثير آن بر زندگي بشر نه مستلزم درک مطلوب و نه رضايتمندي ماست. اين پديده به شخصه مسير خود را دنبال ميکند و نيازي به اخذ مجوز يا رضايت از فرد نميباشد. ما نيز مختار هستيم که به اين پديده تمرکز کنيم يا بهطور ناخودآگاه آن را از ياد ببريم. در چنين شرايطي از ناديدهگرفتن اين مقوله، در آيندهاي نزديک در کمال شگفتي شاهد پيامدهاي حاصلهي آن خواهيم بود.» «هر چقدر عزّتنفس بالاتري داشته باشيم، بيشتر در معرض افکار و ايدههاي نوينتر يا روابط بهتر قرار خواهيم گرفت. دليل اينکار عبارتست از اينکه انسانهاي خوب وشايسته، افراد صالحتري را به خود جذب ميکنند زيرا اشخاص داراي عزّتنفس بالاتر، با وسعت فکري بالاتر و سرزندگي و انگيزش، در مقايسه با افراد فاقد گيرايي و جذابيت فکري، تأثير بيشتري بر ديگران ميگذارند. يکي از مهمترين اصول در روابط انساني اين ميباشد که بشر هميشه خواستار برقراري ارتباط و تعامل با کساني است که سطح خودباوري آنها همسان با عزّتنفس خودشان باشد تا احساس راحتي و آسودگي بيشتري کنند. احتمالاً اشخاص ضد يا متقابل شما نيز داراي خصايص بيشماري ميباشند يا گاهاً در برخي از موارد، بر کفهي خصايص افراد همسان يا همفکر شما سبقت ميگيرند. اما اشخاص داراي عزّتنفس بالا از قدرت جذب بيشتري بهرهمندند. براي نمونه، در اکثر اوقات هيچگونه گرايش و علاقهاي در بين دو فرد داراي نقاط متضاد خودباوري رخ نميدهد و بهندرت عاشق يا جذب يکديگر ميشوند، به همان شکل که هيچگونه رابطهي مثبتي بين هوشياري و حمايت مشاهده نميگردد. (منظورم روابط کوتاهمدت نيست، بلکه از مقولهي رابطهي بلندمدت صحبت ميکنم) منظور از اين رابطه، عشق شورانگيز ميباشد و نه شيفتگي کوتاهمدت يا جاذبهي زودگذر بين دو نفر در نقطه مقابل يکديگر.»
|