هنر شفاف اندیشیدن: با خطاهای رایج فکری آشنا شوید
تاریخ :1405/03/28
جزییات:کتاب هنر شفاف انديشيدن اثري از رولف دوبلي نويسنده و کارآفرين سوئيسي است که اولين بار در سال 2013 منتشر شد و در ايران با ترجمه? عادل فردوسيپور به چاپ رسيد. دوبلي در اين کتاب 99 فصل کوتاه را گنجانده است و در هر فصل، از رايجترين خطاهاي فکري صحبت ميکند؛ از سوگيريهاي شناختي گرفته تا حسادت و تحريفهاي اجتماعي، او تمام خطاهاي روانشناختي زندگي روزمره را با زباني ساده و گيرا توضيح ميدهد. هدف رولف دوبلي اين است که به مردم کمک کند خطاها و سوگيريهاي شناختي را بشناسند و بر آنها غلبه کنند. اين کتاب پس از انتشار به مدت 80 هفته در فهرست ده کتاب پرفروش آلماني روزنام? اشپيگل قرار داشت و خيلي زود به زبانهاي بسياري ترجمه شد. در خارج از آلمان و سوئيس، اين کتاب در فهرست ده کتاب برتر و پرفروش بريتانيا، کرهجنوبي، هند، ايرلند، سنگاپور و ايران قرار گرفت. هنر شفاف انديشيدن اثر رولف دوبلي معرفي کتاب هنر شفاف انديشيدن اجدادمان مجبور بودند براي زنده ماندن بجنگند و هميشه حواسشان به اطرافشان باشد. مغز ما نيز به مرور طوري تکامل يافت تا با راههاي سريع و مختلف به ما کمک کند زنده بمانيم. اما متأسفانه اين تمايلات رواني امروزه چندان به کار ما نميآنيد چون نيازي نيست هر روز مراقب اطرافمان باشيم تا يک حيوان وحشي به ما حمله نکند! در کتاب هنر شفاف انديشيدن رولف دوبلي بر روي همين مسئله تمرکز کرده است و نشان ميدهد قابليت بقاي اجدادمان چطور باعث ايجاد بسياري از سوگيريهاي شناختي شده است. او با داستانها و نمونههاي خاصي از اين الگوهاي فکري، راههايي براي غلبه بر آنها در اختيارتان ميگذارد که هم سرگرمکننده و هم آموزنده هستند. مهم نيست فکر ميکنيد که چقدر باهوش هستيد، نکات اين کتاب برخي از نقاط ضعف تفکرتان را آشکار خواهيد کرد. با مطالعه? کتاب هنر شفاف انديشيدن دو درس بسيار مهم خواهيد آموخت: درس اول: توانايي تغيير اولين درسي که رولف دوبلي در اين کتاب به ما ميدهد اين است که ما نبايد فکر کنيم ميتوانيم چيزهايي را که کنترلي بر روي آنها نداريم تغيير دهيم. اينکه ما چرا چنين تفکري داريم به توهم کنترل برميگردد که يک نوع سوگيري شناختي است که نشان ميدهد ما معتقديم ميتوانيم بر روي چيزهايي که خارج از کنترلمان است، تأثير بگذاريم. ما اين کار را انجام ميدهيم چون باور داريم قدرت زيادي براي تغيير وضعيت خود داريم. رولف دوبلي معتقد است با اينکه ما قدرت چنداني نداريم اما درکنارش نبايد نااميد شويم، چون بههرحال زندگي وضعيت ثابتي ندارد و ما ميتوانيم بسياري از جنبههاي زندگي که تحت کنترل داريم را بهبود ببخشيم. هنر شفاف انديشيدن عنوان کتاب: هنر شفاف انديشيدن ناشر: چشمه نويسنده: رولف دوبلي قيمت: 384,000 تومان 4,800,000 درس دوم: انتخابهاي سخت يکي از سوگيريهاي شناختي که رولف دوبلي در کتاب هنر شفاف انديشيدن به آن اشاره کرده، تصميمگيري و انتخاب است. او معتقد است گزينههاي زياد، انتخاب را براي هر کسي سختتر ميکند. در ادامه او از يک آزمايش صحبت ميکند، که محققان براي ثابت کردن اين فرضيه، 24 نوع ژله? مختلف را در يک سوپرمارکت عرضه کردند. روز بعد، آنها تعداد ژلهها را به 6 عدد رساندند و امکان تستکردن طعم ژلهها را در اختيار مشتريان قرار دادند و همچنين به مشتريان گفتند ميتوانند هر ژلهاي که دوست داشتند با تخفيف ويژه بخرند. فروش ژلهها در روز دوم، ده برابر روز اول بود! اين پديده که در صورت وجود گزينههاي زياد، تصميمگيري سختتر ميشود به «پارادوکس انتخاب» معروف است. در چنين مواردي ما اغلب به جاي تلاش براي انتخاب ميان گزينههاي مختلف، گزينه? سادهتر را انتخاب ميکنيم تا ذهنمان را اصلاً درگير انتخاب نکنيم. تحقيقات ديگري نيز تأييد کردهاند که تصميمگيري بهطور کلي انرژي ما را تحليل ميبرد و محققان به اين حالت «خستگي تصميم» ميگويند. پارادوکس انتخاب بريدههايي از کتاب هنر شفاف انديشيدن: «مغز ما ماشين ارتباطدهنده است. اين امر کاملاً تجربي است؛ اگر يک ميوه? ناشناخته را بخوريم و بلافاصله مريض شويم، در آينده سمتش نميرويم و به آن گياه انگ سِمي يا حداقل بدمزه بودن ميزنيم. دانش به همين ترتيب به وجود آمده است. اما اين روش اطلاعات غلط هم ايجاد ميکند. ايوان پاولوف، دانشمند روس، اولين کسي بود که در مورد اين پديده تحقيق کرد. هدف اصلي او اندازهگيري بزاق سگها بود. او براي غذا دادن به سگها، از يک زنگ استفاده کرد، اما خيلي زود متوجه شد صداي زنگ براي تشرح براق سگها کافي است. مغز حيوانات دو چيز بيارتباط را بههم مرتبط ميکرد؛ صداي زنگ و ترشح براق. روش پاولوف براي انسانها هم بهخوبي مصداق دارد. تبليغات بين محصولات و احساسات ارتباط برقرار ميکند. به همين دليل، هيچوقت در تبليغات کوکاکولا يک چهره? اخمو يا بدن پُرچينوچروک نميبينيد. افرادي که در تبليغات کوکاکولا حضور دارند جوان، زيبا و بسيار بامزهاند و در فضايي ظاهر ميشوند که در دنياي واقعي ديده نميشود. اين ارتباطات غلط کار انحراف است که بر کيفيت تصميمهاي ما هم اثر ميگذارد. براي مثال، ما اغلب، کساني را که برايمان خبر بد ميآورند سرزنش ميکنيم، چون ناخودآگاه آنها را به محتواي خبر ربط ميدهيم (به اين پديده سندروم کشتن پيغامرسان هم گفته ميشود). بعضي مواقع، مديران عامل و سرمايهگذاران (ناآگاهانه) از اين پيامآوران فاصله ميگيرند، يعني تنها اخبار مثبت به ردههاي بالا ميرسد و در نتيجه فضايي تحريفشده از وضعيت واقعي ايجاد ميشود.» «آيا حاضري ژاکت تازه شستهشدهاي را که زماني هيتلر آن را پوشيده بوده به تن کني؟ احتمالاً نه، درست است؟ پس بهنظر ميرسد تو هم هنوز تمام احترامت را براي نيروهاي نامرئي از دست ندادهاي. اساساً اين ژاکت ديگر هيچ ارتباطي با هيتلر ندارد. حتا يک مولکول از عرق هيتلر نيز ديگر روي آن نيست. اما بااينحال، صرف پوشيدن آن ممکن است حالت را بههم بزند. اين مقوله چيزي فراتر از پرهيز کردن است. بله، ما ميخواهيم «تصوير» صحيحي از خود به ديگر انسانها و خودمان نشان بدهيم، اما تصور پوشيدن آن لباس، حتا زماني که تنهاييم ممکن است برايمان چندشآور باشد. حتا در زماني که خود را متقاعد ميکنيم دستزدنْ به اين ژاکت اصلاً به معناي تأييد و حمايت از هيتلر نيست. خلاص شدن از شر اين واکنش احساسي کار سادهاي نيست. حتا کساني که خود را کاملاً منطقي ميدانند براي رهايي کامل از اعتقاد به اين نيروهاي اسرارآميز دچار مشکل ميشوند (مثلاً خود من).» «فرض کن يک سازمان خيريه را اداره ميکني. منطقي است حقوقهاي پرداختيات چندان چشمگير نباشد. با وجود اين، کارمندان تو انگيزه? بالايي دارند، چرا که فکر ميکنند کار مفيدي انجام ميدهند. اگر يکباره سيستم پاداشي را به آنها معرفي کني، يعني مثلاً به ازاي جلب هر کمک به خيريه حقوق آنها را اندکي افزايش دهي، انباشت انگيزه وارد کار ميشود. در اين صورت کارمندان تو از انجام کارهايي که پاداش خاصي ندارند سرباز ميزنند. خلاقيت، اعتبار مؤسسه، انتقال دانش؛ ديگر هيچکدام از اينها اهميتي نخواهند داشت. خيلي زود تمام حواسها بر جلب کمک به مؤسسه متمرکز ميشود. پس چه کسي از شر انباشت انگيزه در امان است؟ اين راهنمايي شايد به تو کمک کند؛ آيا هيچ بانکدار خصوصي، مأمور بيمه يا مميز اقتصادي را ميشناسي که کار خود را تنها از روي علاقه انجام دهد و انگيزهاي فراتر از ماديات داشته باشد؟ من که نميشناسم. پاداشهاي اقتصادي و عملکردمحور در صنايع و مشاغلي که چندان جذاب نيستند ـ مثل صنايعي که در آنها کارگران چندان به محصولات توليدي خود افتخار نميکنند يا شرکتهايي که کارمندان آنها تنها به خاطر چک حقوق خود کار ميکنند ـ کارايي مناسبي دارند.» رولف دوبلي دربار? رولف دوبلي: نويسنده و کارآفرين سوئيسي رولف دوبلي، نويسنده و کارآفرين، سال 1966 در لوزرن سوئيس به دنيا آمد. در دانشگاه سنت گالن در رشته? فلسفه و مديريت بازرگاني به تحصيل پرداخت. او در سال 1995 مدرک دکترايش را در زمينه? «تشکيل گفتمان اقتصادي» کسب کرد و سپس به عنوان مدير مالي و مديرعامل در شرکتهاي مختلف تابعه? سوئيس مشغول به کار شد و در سال 1999 شرکت getAbstract را بنيان نهاد. از سال 2001 تا 2009 دوبلي ميزبان يک برنامه? تلويزيوني هفتگي براي يک شرکت رسانهاي سوئيسي بود و همچنين يک ستون هفتگي در مورد هنر شفاف انديشيدن داشت. دوبلي که خود را يک رواقي مدرن ميداند، جامعه? «ورلد مايندز» را در سال 2008 ايجاد کرد تا پلي بين جوامع علمي، تجاري و فرهنگي ايجاد کند. سخنرانان اين جامعه کساني مانند نسيم نيکولاس طالب، گرهارد شرودر و مت رايدلي بودند. او در سال 2011 از شرکت getAbstract استعفا داد تا بتواند تمام زمانش را وقف نويسندگي کند. دوبلي نارضايتي فزايندهاش از دنياي تجارت خالص را قبلا در سال 2003 در رماني که نوشته، منعکس کرده بود. پس از آن در سال 2004 کتابي با عنوان «براي زندگي کردن دست به چه کاري ميزني؟» از او منتشر شد و در سال 2007 کتاب ديگري با عنوان «من کيستم؟ 77 سؤال غيرمنتظره» از اين نويسنده چاپ شد.
|